عمری را که همچون دقایق می‌گذرد غنیمت شمار
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۰۳/۰۲
  • تعداد بازدید: ۱,۳۰۰

عمری را که همچون دقایق می‌گذرد غنیمت شمار

پدر پیری در حال احتضار و در بستر بیماری فرزندش را نصیحتی کرد. پدر گفت:

پسرم! هرگز منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا مباش و اشک هایت را با دستان خود پاک کن، چراکه همه رهگذرند.

پسرم! زبان استخوانی ندارد ولی این قدر قوی است که بتواند به راحتی سری سخت را بشکند. پس مراقب حرف هایت باش.

فرزندم! به کسانی که پشت سرت حرف می زنند بی اعتنا باش؛ آن ها جایشان همانجاست، دقیقا پشت سرت، و هرگز نمی توانند از تو جلوتر بیفتند. پس نسبت به آنان گذشت داشته باش.

پسرم! سن من ۸۰ سال است ولی مانند هشت دقیقه گذشت و دارد به پایان می رسد؛ پس در این دقیقه های کوتاه زندگی، هرگز کسی را از خودت ناراحت نکن و مرنجان!

پسر عزیزم! قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هایت را پیش خدا شکوه و گلایه کنی، نظری به پایین بینداز و از داشته هایت شاکر باش!

agent نویسنده: محسن یوسفی

می پسندم (۴) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

شکر رحمت کن که رحمت در پی است
شکر رحمت کن که رحمت در پی است
شخصی تعریف می‌کرد که یکی از دوستانم مدتی سردرد عجیبی داشت و مشکوک به بیماری...

حساب جادویی زمان
حساب جادویی زمان
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزه‌ات اینه که بانک هر روز صبح یک...

رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است
رضایت خدا در رضایت پدر و مادر است
دو برادر، مادر پیر و بیماری داشتند. هر دو متقی و پرهیزکار بودند و عالم...

اندازه نگه‌ دار که اندازه نکوست
اندازه نگه‌ دار که اندازه نکوست
همسایه نیازمندی داشتیم که روزی از مادرم کاسه‌ای نخود خواست. مادرم به او از منزل نخود...

ارسال نظر برای «عمری را که همچون دقایق می‌گذرد غنیمت شمار»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا