شعر بخوانیم
  • تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۱/۲۵
  • تعداد بازدید: ۴۰۸

شعر بخوانیم

گاهی تمامی جهان در دستان ماست اما چشم هایمان در حسرت افقی دورتر بی مهابا می نگرند به سایه های محو داشته هایمان چون گنجی پنهان زیر خاک روزمرگی و ما محوِ خیال نداشته ها سرگردان میان آینه های وارونه آیا این همه رؤیا دردِ بی پایان است؟ یا شاید در تماشای نداشته ها حقیقتی ست که از خود می گریزیم؟

agent نویسنده: لیلا طاهری نژاد

می پسندم (۵) نمی پسندم (۰)
جستجو نوشته ها
سایر نوشته های نویسنده

داستان انتخاب‌های قلب
داستان انتخاب‌های قلب
در شهر بزرگی به نام "شهر آرزوها"، زندگی زوجی به نام "سارا" و "امیر" جریان...

یک روز انتظار
یک روز انتظار
‍#معرفی_کتاب #کتاب_خوب_بخوانیم #یک_روز_انتظار #نویسنده_ارنست_همینگوی #مترجم_زهرا_تدین   داستان کوتاه است و ٩ صفحه دارد. داستان از آن‌جا شروع می‌شود که مردی فرزندش...

مدیر مدرسه
مدیر مدرسه
‍#معرفی_کتاب #کتاب_بخوانیم #مدیر_مدرسه #نویسنده_جلال_آل_احمد   این کتاب را از سایت طاقچه خواندم و کتاب خیلی خوبی است. نثر آن روان...

داستان روشنای امید
داستان روشنای امید
فصل اول: روزهای تاریک سایه‌ها از دیوار اتاقم بالا می‌رفتند و پایین می‌آمدند. شب و...

ارسال نظر برای «شعر بخوانیم»
نمایش فرم

نظرات کاربران (0)
    نتیجه‌ای یافت نشد.

برو بالا